در نشست «شبهای مستند» موزه سینما که با حضور ارد عطارپور مستندساز و محمد مقدم پژوهشگر و مستندساز برگزار شد، جنبههای مختلف مستند «پرنیان» با محوریت زندگی اسماعیل یغمایی باستانشناس بررسی شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابطعمومی موزه سینمای ایران، چهلونهمین نشست «شبهای مستند» دوشنبه ۶ مرداد با نمایش نسخه اصلاحشده مستند «پرنیان» به کارگردانی ارد عطارپور، به مناسبت درگذشت اسماعیل یغمایی باستانشناس و شخصیت محوری این مستند، در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد.
پس از نمایش فیلم، محمد مقدم پژوهشگر و مستندساز پیشکسوت، به تحلیل اثر پرداخت و اجرای نشست را فخرالدین سیدی فیلمساز، بر عهده داشت.
در ابتدای نشست، فخرالدین سیدی با اشاره به دومین نمایش مستند «پرنیان» در مجموعه نشستهای «شبهای مستند» گفت: این فیلم نخستین بار در بهمن ۱۴۰۳ در بیستوهفتمین نشست «شبهای مستند» به نمایش درآمد و اکنون، به مناسبت درگذشت اسماعیل یغمایی، بار دیگر اکران شده است. یغمایی که شخصیت اصلی این مستند بود، ۲۸ تیر سال جاری بر اثر سکته مغزی درگذشت.
سپس سیدی یادداشتی از اسماعیل یغمایی درباره چگونگی ورودش به عرصه باستانشناسی را برای حاضران قرائت کرد.
در ادامه، ارد عطارپور کارگردان مستند «پرنیان» و محمد مقدم، پژوهشگر و مستندساز، پشت تریبون قرار گرفتند.
عطارپور درباره شکلگیری ایده ساخت این مستند گفت: در قشم با اسماعیل یغمایی آشنا شدم و در سفرهای اکتشافی بسیاری همراه او بودم؛ تا جایی که میان ما دوستی عمیقی شکل گرفت. در یکی از کاوشها، او مشغول حفاری محوطهای با محوریت اسکلت یک زن باردار بود. همانجا به ذهنم رسید که بین این حفاری با فرزندی در اسکلت رحم و زندگی شخصی این کاوشگر و حضور پرنیان و فرزندش در این فیلم، شباهت و قرابتی وجود دارد.
وی بیان کرد: یغمایی از معدود باستانشناسانی بود که به دلیل بیماری همسرش و ضرورت مراقبت از فرزندش، خانوادهاش را نیز در سفرهای اکتشافی همراه خود میبرد. او بارها به من میگفت آرزو دارم مهرداد پسرم، پیش از من از دنیا برود؛ زیرا بدون من نمیتواند از عهده زندگی خود برآید و همواره به مراقبت نیاز دارد. سرانجام نیز همین اتفاق در سال ۱۳۹۲ رخ داد. این موضوع را بیان کردم تا با روحیات لطیف او بیشتر آشنا شوید.
عطارپور در ادامه با اشاره به ذهن تصویرساز اسماعیل یغمایی گفت: خاطرات فراوانی از او در ذهن دار، اما مایلم به یکی از ویژگیهای مهم او، یعنی قدرت تصویرسازیاش، اشاره کنم. در جریان یکی از حفاریها، مشغول کاوش قبری بودند که هیچ جسدی در آن وجود نداشت. پس از رسیدن به انتهای قبر، با سنگی ذوزنقهایشکل روبهرو شدند. با ادامه حفاری در کنار آن سنگ، به قبری دیگر رسیدند که آن نیز خالی بود و سنگی ذوزنقهایشکل در آن قرار داشت. این روند چند بار تکرار شد تا سرانجام در آخرین قبر، تنها چیزی که یافتند، دستهای موی بلند زنانه بود. تمام دستاورد آن حفاری همین بود.
وی افزود: چندی پیش یکی از دوستانم گفت آن دستهموی بلند را در اختیار دارد و قرار شد آن را به من بسپارد تا مبنای ساخت مستندی دیگر با محوریت شخصیت اسماعیل یغمایی قرار گیرد.
در ادامه نشست، محمد مقدم با اشاره به پیشینه فرهنگی خاندان یغمایی، این خانواده را از زمره خاندانهای اثرگذار تاریخ معاصر ایران دانست و گفت: خاندان یغمایی را میتوان از خانوادههای آریستوکرات فرهنگی به شمار آورد؛ به این معنا که چند نسل از این خاندان، همچون خاندان بهار، داشتهها و تواناییهای خود را در خدمت فرهنگ و کشور قرار دادند. حبیب یغمایی، بنیانگذار و ناشر مجله «یغما»، یکی از چهرههای تأثیرگذار عرصه فرهنگ و ادبیات ایران بود و همان خانه، محل پرورش فرزندانی چون اسماعیل و بابک یغمایی شد که هر یک در حوزه تخصصی خود به جایگاهی ممتاز رسیدند.
عطارپور سپس با یادآوری خاطرهای از بازدید خود و اسماعیل یغمایی از آسایشگاه کهریزک گفت: روزی همراه اسماعیل یغمایی از آسایشگاه کهریزک بازدید میکردیم که با بهجت اسفندیاری روبهرو شدیم. او سالهای پایانی عمرش را در آنجا میگذراند، اما همچنان بر باورهای چپگرایانه و عدالتخواهانه خود پایبند بود و از آنها دست نکشیده بود. در گفتگو با او، بزرگترین حسرت زندگیاش را نداشتن خانه عنوان کرد. اسفندیاری معتقد بود اگر در سالهای جوانی خانهای کوچک، حتی ۴۰ متری، خریده بود، دوران سالمندی را در آسایشگاه سپری نمیکرد.
وی بیان کرد: اسماعیل یغمایی آن خانه را داشت؛ خانهای که سال ۱۳۵۷ خرید. او در همان خانه با پرنیان آشنا شد، ازدواج کرد و زندگی مشترکش را آغاز کرد. مهرداد تنها فرزندشان، در همان خانه به دنیا آمد. آن خانه، مرگ پرنیان، سپس مرگ مهرداد و در نهایت واپسین سالهای زندگی خود اسماعیل یغمایی را نیز به چشم دید. همه اعضای این خانواده در آن خانه زندگی کردند، رشد یافتند و سرانجام از دنیا رفتند. به همین دلیل، آن خانه بخشی از تاریخ این خانواده را در خود جای داده است.
در بخش پایانی نشست، محمد مقدم با اشاره به فعالیتهای پژوهشی اسماعیل یغمایی، دلیل تمرکز او بر نگارش آثار علمی را تشریح کرد و گفت: همانطور که میدانید، فعالیتهای باستانشناسی تنها به تأمین بودجه محدود نمیشود. اجرای کاوشهای میدانی مستلزم دریافت مجوز از نهادهای مختلف است؛ فرآیندی که معمولاً دشوار و زمانبر است. همین شرایط سبب شد اسماعیل یغمایی بخش قابلتوجهی از زمان خود را، به جای حضور در کاوشهای میدانی، صرف پژوهش و نگارش کتابها و مقالات تخصصی کند.
وی در پایان عنوان کرد: یغمایی به جای آنکه همواره با بیل و کلنگ در محوطههای باستانی مشغول کاوش باشد، قلم به دست گرفت و آثار ارزشمندی را در حوزه باستانشناسی به یادگار گذاشت؛ آثاری که امروز بخشی از میراث علمی این حوزه به شمار میروند.
















Wednesday, 29 July , 2026